نمایشنامه مکبث Macbeth

چند روز پیش داشتم سخنرانی دکتر الهی قمشه ای گوش می کردم که نکته ای گفتند به غایت ظریف و
شنیدنی. می گفتند که انسانها در انجام هر کاری آزادند ، اما باید پیامدهای انجام هر کاری را هم قبول کنند.
اینکه ما آزادیم بدین معنا نیست که مسولیت هم نداریم.
یعنی هر کار خوب یا بدی پیامد مربوطه به آن را خواهد داشت، به قول علمای دیار مهندسی هر عملی دارای
عکس العمل می باشد. این فکر غلط است که برای اعمال ما هیچ پیامدی وجود ندارد. اگر بخواهیم در یک
جمله خلاصه کنیم که همه بدیها از همین جا آغاز می شود بیراه نگفته ایم.
مثلا در همین نمایشنامه مکبث شکسپیر هم ، جادوگران مکبث را با همین جمله می فریبند که چه کسی
گفته خوبی و بدی یکی نیست، خوبی و بدی می توانند مثل هم باشند:
Fair is foul , and foul is fair
Hover through the fog and filthy air
سر آغاز همه بدیها این جمله است که برای اعمال تو هیج جوابی نیست، و دیده می شود که در همین
نمایشنامه ، مکبث به قاتلی تمام عیار تبدیل می شود.
اما همه این عالم حساب و کتاب دارد و اینکه همه به دنبال کشف اسرار ناشناخته هستند به خاطر این است
که در ضمیر خودشان هم معتقد به وجود حساب و کتابی هستند.
به قول خواجه شیراز:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
تصور این مطلب که برای اعمال ما هیج عقوبتی نیست ، باعث گرفتاری بشریت است که دیده می شود میلیونها
نفر در جنگی کشته می شوند و فرماندهان این جنگ هیج پشیمانی احساس نمی کنند.
افزونه اول : بعد از مدتها ننوشتن به دلیل خاطر آزردمان از آنچه بر مردمان سرزمینمان رفت، دوباره خواهم نوشت،
هر چند پیدا کردن خاطر بی خیال سخت است.
افزونه دوم : دو شب پیش (31 اکتبر 2010) عروسی محسن را در شب هالوین در این دیار غربت گرفتیم.
برای تبرک دستی هم به سر دوستان مجردکشید، باشد که به یمن سر و سامان گرفتن این رفیقمان،
سر و سامانی بگیرند این دوستان مجرد ما.