شبهای پیشاور
![]()
هوا حسابی سرد شده. تا منهای ۳۰ درجه هم رسیده. این روزها بهترین کار اینه که آدم مثل بچه آدم تو خونه بشینه و فقط برای کارایی که خیلی ضروری هست بیرون بره.
اما حبس داخل خونه هم فرصت مطالعه به آدم می ده. تو این دو روز یه کتاب بسیار خوب بدستم رسید و از بس جالب بود حدود ۱۰۰۰ صفحه از اون را خوندم. کتاب شب های پیشاور.
از بس این کتاب جالب و قشنگ بود تو این چند روز محو این کتاب شدم و مخصوصا راوی که به حق تسلط خاصی از چهت اشراف بر مطالب دارد. لینک این کتاب را گذاشتم هر کسی دوست داشت دانلود کنه و بخونه.
دانلود : شبهای پیشاور
اما حوادث این کتاب در شهر پیشاور پاکستان هست که از یکی از علما (راوی کتاب) میخواهند که حقانیت ولایت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام را از کتابهای مورد قبول سنی و قرآن اثبات کند و انصافا عجب حافظه ای داشته این بزرگوار.
کم کم عید غدیر هم داره از راه میرسه. از همه زودتر من بهتون تبریک میگم. شاید همه ماها لازم باشه تا قدری معرفتمون را نسبت به این امام بزرگوار بالا ببریم. شخصا کتاب را که می خوندم خیلی از مطالب را جدید یافتم پس به قول بچه ها گفتنی این کتاب آخرشه
.
این همه تعریف کردم تا انگیزه دوستان را تقویت کنم برای خوندن کتاب.
اما تو این یه هفته یه مقداری برنامه نویسی هم کار کردم و از فردا هم میرم دوباره آزمایشگاه. می خوام برای کنفرانس بعدیم مطلب جمع کنم.
اکثر اعضای گروه میرن برا کریسمس ونزوئلا . ما هم عوضش میریم آزمایشگاه و تعطیلاتمون را تو آزمایشگاه به سر خواهیم کرد
.
البته تو این دو روز هم سعی کردم چند تا از سخنرانی های آقای جرج گالوی را گوش کنم.اگر دوست داشتین شما هم گوش بدین رو همون اسمش کلیک کنین. از اعضا مجلس انگلیسه ولی خوب با صد در صد تفاوت. من که به شخصه فکر کنم یه مسلمون درست و حسابیه. اگر بقیه سخنرانی هاش را هم ببینین شاید شما هم به این نتیجه برسین. طرز لباس پوشیدنش و نوع طرفداریش. خیلی براش دعا کردم که خدا ایشالا از شر آدمهای عوضی حفظش کنه. علاوه بر اینکه آدم از حرفاش روحیه می گیره ، به درد تقویت زبان هم می خوره. اخه ماشالا آخر لغت جدیده. هر کدوم از سخنرانی هاش هم که جند تا لغت درست و حسابی را داره.
اما یه ویدیو دیگه هم دوستان فرستادن و خیلی قشنگ بود به نام مهد تمدن(Cradle of Civilization) که یه سری هفت قسمتی راجع به ایران هستش. خیلی عالی کار کردن و ارزش یه بار دیدن را داره. مخصوصا قسمت صفویه که ایران در اوج شکوفایی فرهنگ و علم و دانش بوده.
قرار بود با امیر که ماشین داشت بریم خرید کاپشن. ولی خوب به خاطر سرما بهم زنگ زد گفت که یه موقع که هوا بهتر شد میریم. امشب با این یکی امیر هم اتاقیم نفری یه لیوان شیر برداشتیم رفتیم بیرون در هوای منهای ۳۰ درجه و جای شما خالی یخ زدیم و شیر را میل فرمودیم
.

