مختارنامه، روضه نامه تصویری

برسد به دست آقای میرباقری که من لم یشکر المخلوق لم یشکرالخالق و به خاطر آنکه بداند قدردان زحمتهای همه عوامل این رنجنامه اهل بیت(ع) هستیم و برایشان دعا می کنیم.
مختارنامه روایت تصویری روضه های اهلبیت مصطفی (ص) است که یکی پس از دیگری تصویر می شود. این حماسه حاشیه ای است بر شرح بی نهایت قصه مظلومیت پاره های جگر رسول خدا و نمایش حزن و اندوه 1400 ساله شیعیان مولای متقیان.
از دریچه کوچک دوربین نقبی زده اند به دالان پیچ در پیچ شهر هزار رنگ کوفه و کارگردانی میکنند حماسه بی بدیل شاه کربلا را. چه خوب گریم کرده اند چهره های هرهری مسلک و دمدمی مزاج نامردان کوفه را که به اشاره حیلت ابن مرجانه از مردی خود هم میگذرند و خوب نقش داده اند به زنان بی حیای کوفه که سکه های طلا می طلبند از شوهرانشان به بهای ستاندن قبضه شمشیرها، و چه ارزان فروختند جان سفیر کربلا را (وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ).
خوب بازی کرده اند اشباح الرجال ولا رجال کوفی که ریحانه رسول خدا را به بازی گرفتند و تدراکات خوبی اندیشیده اند برای پذیرایی از آنکه سید جوانان اهل بهشت است، آنانی که بر خر مراد سوار شدند و پنداشتند که سوارکاران خوبی اند، اما دریغ و درد که نداستند اسب چموششان را قرار است نعل تازه بزنند و بر بدنهای مطهر آل الله برانند.
بی اغراق بگویم خوب بدل زدند این بی وفایان کوفی به مسلم، دیدید صورتهایی که در پس سلام نماز پرچمدار حسین بودند چه سیرتی داشتند، بدون جلوه ویژه هم قابل حدس زدن بود که اینان چه بد مردمی هستند. ای کاش عکسی نمی ماند از صورتکهای بزک کرده دجالان سوار برخر که چه عشوه ها خرج کردند برای فریفتن.
طراحان صحنه هم گرد و غبار صحنه را تا توانستند بیشترکردند تا چشمان کم رمق کوفی در پس گرد و خاک حاصل از سم اسبان دروغین لشکر ده هزاری نفری شام دیگر هیچ حقیقتی را نبینند و طراحان لباس هم به ابن مرجانه لباس امام حسین(ع) را پوشاندند و چشمی نبود که ببیند آنکه لباس حسین دارد، پسر مرجانه است.
ای کاش شجاع گوینده ای در میان مسجد بود تا جواب ابن مرجانه را به هنگام قیاس پسر فاطمه (س) با پسر نوح(ع) بدهد و به او بگوید خاکت به دهن که قیاست مع الفارق است که حسین(ع) کشتی نجات است، اما صد حیف که عادت این مردمان است خاموشی بی وقت به وقت سخن .
همه این که گفتم هست وهمه این نیست، قرار است طراحان جنگ راه را بر پسر رسول خدا و اهل بیتش ببندند و قرار است آب را سد کنند بر کودکان حرم وقرار است علمدار حسین(ع) برای طفلان حرم آب بیاورد و هزاران قرار که قرار دل ما را خواهد برد که بند دل ما به ریسمان محبت حسین (ع) گره زده اند و طاقت نداریم ببینم صبح عاشورا را که قرار است گلهای رسول الله (ص) پرپر شوند ...
افزونه اول: لحظه لحظه این فیلم نهیب به خودم است ، هر لحظه رشته افکارم منعطف به این جمله است که (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا)، آیا من نیز کوفی صفت نخواهم بود آنگاه که فریاد هل من ناصر ینصرنی امام زمان بلند شود. کاش بمانم براه محبت حسین (ع).
افزونه دوم: ایام شهادت پرچمدار حسین و سفیر کربلا حضرت مسلم بن عقیل (ع) نزدیک است و می دانم که بر بالای دارالعماره در حالی که اشک از چشمان مبارکشان جاری بود در این خیال بود که:
کاش با خونم به روی نامه ها
می نوشتم یا حسین کوفه میا

