مختارنامه، روضه نامه تصویری

http://www.zohafilm.ir/images/Gallery/Mokhtar/13.jpg

برسد به دست آقای میرباقری که من لم یشکر المخلوق لم یشکرالخالق و به خاطر آنکه بداند قدردان زحمتهای همه عوامل این رنجنامه اهل بیت(ع) هستیم و برایشان دعا می کنیم.

مختارنامه روایت تصویری روضه های اهلبیت مصطفی (ص) است که یکی پس از دیگری تصویر می شود. این حماسه حاشیه ای است بر شرح بی نهایت قصه مظلومیت پاره های جگر رسول خدا و نمایش  حزن و اندوه 1400 ساله شیعیان مولای متقیان.

از دریچه کوچک دوربین نقبی زده اند به دالان پیچ در پیچ شهر هزار رنگ  کوفه و کارگردانی میکنند حماسه بی بدیل شاه کربلا را. چه خوب گریم کرده اند چهره های هرهری مسلک و دمدمی مزاج  نامردان  کوفه را که به اشاره حیلت ابن مرجانه از مردی خود هم میگذرند و خوب نقش داده اند به  زنان بی حیای کوفه که سکه های طلا می طلبند از شوهرانشان به بهای ستاندن  قبضه شمشیرها، و چه ارزان فروختند جان سفیر کربلا را (وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ).   

خوب بازی کرده اند اشباح الرجال ولا رجال کوفی که ریحانه رسول خدا را به بازی گرفتند و تدراکات خوبی اندیشیده اند  برای پذیرایی از آنکه سید جوانان اهل بهشت است، آنانی که بر خر مراد سوار شدند و پنداشتند که سوارکاران خوبی اند، اما دریغ و درد که نداستند اسب چموششان را قرار است نعل تازه بزنند و بر بدنهای مطهر آل الله برانند.

بی اغراق بگویم خوب بدل زدند این بی وفایان کوفی به مسلم، دیدید صورتهایی  که در پس سلام نماز پرچمدار حسین بودند چه سیرتی داشتند، بدون جلوه ویژه هم قابل حدس زدن بود که اینان  چه بد مردمی هستند. ای کاش عکسی نمی ماند از صورتکهای بزک کرده دجالان سوار برخر که چه عشوه ها خرج کردند برای فریفتن.

طراحان صحنه هم گرد و غبار صحنه  را تا توانستند بیشترکردند تا چشمان کم رمق کوفی در پس گرد و خاک حاصل از سم اسبان  دروغین لشکر ده هزاری نفری شام  دیگر هیچ حقیقتی را نبینند و  طراحان لباس هم به ابن مرجانه لباس امام حسین(ع) را پوشاندند و چشمی نبود که ببیند آنکه لباس حسین دارد، پسر مرجانه است.

 ای کاش شجاع گوینده ای در میان مسجد بود تا جواب ابن مرجانه را به هنگام قیاس پسر فاطمه (س) با پسر نوح(ع) بدهد و به او بگوید خاکت به دهن که قیاست مع الفارق است که حسین(ع) کشتی نجات است، اما صد حیف که عادت این مردمان است خاموشی بی وقت به وقت سخن .

همه این که گفتم هست وهمه این نیست، قرار است طراحان جنگ راه را بر پسر رسول خدا و اهل بیتش ببندند و قرار است آب را سد کنند بر کودکان حرم وقرار است علمدار حسین(ع) برای طفلان حرم  آب بیاورد و هزاران قرار که قرار دل ما را خواهد برد که بند دل ما به ریسمان محبت حسین (ع) گره زده اند و طاقت نداریم ببینم صبح عاشورا را که  قرار است گلهای رسول الله (ص) پرپر شوند  ...

افزونه اول: لحظه لحظه این فیلم نهیب به خودم است ، هر لحظه رشته افکارم منعطف به این جمله است که (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا)، آیا من نیز کوفی صفت نخواهم بود آنگاه که فریاد هل من ناصر ینصرنی امام زمان بلند شود. کاش بمانم براه محبت حسین (ع).

افزونه دوم: ایام شهادت پرچمدار حسین و سفیر کربلا حضرت مسلم بن عقیل (ع) نزدیک است و می دانم که بر بالای دارالعماره در حالی که اشک از چشمان مبارکشان جاری بود در این خیال بود که:

کاش با خونم به روی نامه ها

می نوشتم یا حسین کوفه میا

سلام خدا بر او باد.

جنجال تمدن پارسی

http://drahmadinezhad.persiangig.com/wallpapers/small/wallpaper03.jpg

در این چند روز شاهد بزرگنمایی ویدیویی بودیم که اصرار دارد اینگونه القا کند که سید حسن تمدن پارسی را انکار می کند. فارغ از بعضی اشکالات که این ویدیو داشت(قسمت اولی که صدا و تصویر هماهنگ نبود) ذکر چند نکته خالی از لطف نیست.

اولا سید حسن این سخنرانی را ماه ها پیش ایراد نموده است، مطرح کنندگان این قضیه (که با چند نفر از آنها امروز صحبت کردم)، هیچکدامشان به طور قاطع نمی گویند که سید قصد داشته ایرانیها را تحقیر کند. یعنی وقتی سوال می کنی که آیا سید خواسته ایرانیها را تحقیر کند، می گویند نمی دانیم! البته همین هم غنیمت است از زیان این جماعت شنیدن.

ثانیا این ویدیو مربوط به زمانی است که روی بچه های لبنان فشار خیلی زیاد بود و دم به دم متهم می شدند که می خواهند تمدن پارسی(که در اثر تبلیغات در لبنان و مناطق سنی نشین ، پارسی بودن معنایی جون زرتشتی ، مجوسی و ... ) که در ایران جریان دارد را در لبنان هم اجرا کند که سید قصد داشته به آنها حالی کند که در ایران اسلام جاریست ولاغیر(شاید باید سید کمی دقت می کرد در نحوه بیان).

ثالثا آسید حسن سخنرانی به زبان فارسی هم دارد و اگر قصدی چون تحقیر ایران را داشت ، سخنرانی آن هم به زبان پارسی چه معنایی دارد! هر چند همانها هم که این ویدیو را علم کردند می دانند که سید قصد تحقیر ایرانی ندارد و بارها ایرانیان را برادر خود خطاب کرده است.

خلاصه همه جای این ویدیو جای صحبت دارد، اما سید جان آنان که با زبان فحش تو را می کوبند از طرفداران تو نبوده و نیستند ، اینان گروهی هستند که به دنبال هر بهانه ای برای تحقیر ایران و ایرانی هستند، که نشان دهند حکومت ایران ناتوان است. کنایه ها از این جماعت  کنایه زن شنیده ایم ، به امید آن روز که وعده خداوند مبنی بر سکونت مستضعفین در زمین محقق گردد.

این شعر را در جریان جنگ 33 روزه  برای سید گفتم و خوشحالم که شعرم به واقعیت پیوست، مخصوصا قسمت آخر شعر که نوشتم: پرجمت را به بلندی بسپار، پرچمی را که تو افراشته ای عاقبت پیروز است. انشاءلله

فلسفه جنگ در اسلام و قرآن

http://zakere2.persiangig.com/4546801e86.jpg

دیروز با جمعی از دوستان منزل یکی از خوبان بودیم و قرار بود بحث های عرفانی مطرح شود، اما خوب بنا بر عادت ما ایرانیها همیشه شاخ و برگهای متعدد بر این بحثها اضافه می شد و گاهی هم کلا از دایره بحث خارج می شدیم.در خلال بحثها هم گذاری به بحث جنگ شد و اینکه آیا جنگ خوب است یا نه.

حاشیه های فراوانی بر این بحث جنگ نقل شد، اما آیا جنگ بالذات خوب است یا بد؟ وظیفه انسانهای مومن در برابر جنگ چیست؟ اسلام چگونه نظری در مورد جنگ دارد؟

با نگاهی به سیره ائمه و تدبر در آیات کتاب خدا، دفاع در برابر تجاوز بیگانگان به مرزهای جغرافیایی در زمره مهمترین وظایف یک انسان مومن قلمداد می شود. این وظایف در زمره اصولی خلاصه می شود که به مرور در زیر می آید:

1- اصل دفاع: در بعد نظامی در اسلام حرکتی مورد تایید است که جنبه دفاعی داشته باشد، به عبارت دیگر اسلام شروع کننده هیچ جنگی نیست، تاکید اسلام بر صلح است مگر آنکه چاره ای جز جنگ نباشد.

مرحوم آيت ا... طالقاني در كتاب "جهاد و شهادت " مي گويد: «... قرآن و آيات را كه در نظر مي گيريم مي بينيم كه در آيات قرآن هر جا كلمه "قاتلو " و "جاهدو " است، دنباله آن، اين قيد هست، اين جمله هست كه «في سبيل ا...».
بر اساس اين تفسير، در اسلام، "سبيل ا... " جنبه تدافعي و دفاعي و همچنين مقدس به امر جهاد مي دهد و كساني كه قدم در راه جهاد مي گذارند، در واقع ‌وارد جرياني شده اند كه مهم ترين هدف آن دفاع از مرزهاي مادي و معنوي جامعه اسلامي است.

در آیات قرآن نیز اشاره به این موضوع شده است: آيه 251 سوره بقره آمده كه مي فرمايد: «... لَولاَ دَفع اللهِ النَّاسُ بَعضَهُم بِبَعٌضٍ لَّفَسَدَت الاَرض...»  «چنانچه خداوند گروهي از مردم را با گروه ديگر دفع ننمايد همانا زمين دچار فساد مي گردد...»

بر اساس اين آيه، متوسل شدن به اقدام نظامي به عنوان "دفاع "، مانع از فساد بر روي زمين مي گردد و اگر دفع ها و مبارزه ها صورت نگيرد امور زمين رو به فساد و انحطاط مي گذارد. لذا در اسلام براي جلوگيري از فساد زمين و هرج و مرج در آن موضوع "دفاع " امري ضروري و حياتي تلقي مي گردد. در كنار تأكيد بر ضرورت مقابله و دفاع در برابر ظلم و فساد،‌ خداوند در آيه 190 سوره بقره نيز مي فرمايد:

«... وَقاتِلُو فِي سَبِيِل اللهِ الذَّيِنَ يُقاتِلُونَكُم...»
«... در راه خدا با كساني كه با شما مي جنگند بجنگيد...». به عبارت ديگر، قرآن انسان ها را بشارت مي دهد كه جنگ و مبارزه فقط با كساني صورت بگيرد كه با شما سر جنگ دارند و به حقوق شما تجاوز مي كنند.

در احادیث معتبر و همچنین در سیره امامان هم دیده شده است  که آن بزرگواران تا لحظه های آخر هم دست به شمشیر نبردند، مگر آنگاه که دیگر چاره ای جز جنگ نبود.

2- اصل عبادی بودن جنگ: عبادت بودن جنگ تکلیف ویژه ای است که برای انسانهای مومن به عنوان عبادت محسوب می شود. همانطور که می دانیم جهاد از فروعات دین است که در زمره نماز، روزه و حج قرار می گیرد. رد جهاد در صورت وجوب وظیفه ، از محرمات است. خداوند در قرآن اینگونه عنوان می کند:

«الَّذِينَ آمَنُوا يقاتِلوُنَ فِي السَبِيلِ اللهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُون فِي السَبِيلِ الطَّاغوتِ فَقَاتِلوا اَوليَاءَ الشَّيطانِ اِنَّ كَيدَ الشَّيطَانِ كَانَ ضَعيِفا». «كساني كه ايمان دارند در راه خدا مي جنگند و كساني كه در راه طاغوت جنگ مي كنند پس [اي اهل ايمان] ياوران شيطان را بكشيد همانا مكر و نيرنگ شيطان ضعيف است».

از معنای این آیه هم می توان استنباط کرد که انسانهای مومن در راه خداوند مجاهده می کنند.

امام علی علیه السلام می فرماید: «إن الجهاد باب من أبواب الجنة فتحه الله لخاصة أوليائه» همانا جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند آن را برای گروه مخصوصی باز کرده است.

3- اصل عمل به تكليف: اسلام هر نوع مبارزه ای را صرفا در جهتی قبول دارد که نیت افراد عمل به تکلیف باشد فارغ از هر نتیجه ای. لازم به ذکر نیست که درصورت پیروزی یا شکست به آنچه توکه می شود میزان عمل به تکلیف است. خداوند در قرآن می فرماید: «قُل هَل تُرَّبصُونَ بِنَا اِلاَّ اِحدَي الحُسنِيَين...»
«بگو [اي پيامبر] كه شما منافقان جز يكي از دو نيكوئي (بهشت و يا فتح) چه مي توانيد بر ما انتظار بريد؟.... که اشاره دارد در صورت پیروزی فتح سرزمین و در صورت شکست بهشت در انتظار ماست.

در فراز زیبایی از نهج البلاغه مولای متقیان می فرمایند: «اگر كوه ها از جاي كنده شوند تو ثابت و استوار باش، ‌دندان بر هم بفشار، ‌كاسه سرت را به خدا عاريت ده، ‌پاي بر زمين ميخكوب كن،‌ به صفوف پاياني لشگر بنگر،‌ از فراواني دشمن چشم بپوش و بدان كه پيروزي از سوي خداي سبحان است.»

به طور اجمالی نتیجه گرفته می شود انسان مسلمان هیچگاه به دنبال جنگ به معنای مذموم  آن (حمله و کشتن) نیست و هر نظری غیر از این یقینا مخالف اسلام است، اما در صورت مواجهه با حمله و از بین رفتن مرزهای جغرافیایی، مبارزه امری مقدس بوده و انسان متعالی فارغ از نتیجه آن به عنوان تکلیف و وظیفه به آن می نگرد.

افزونه اول: در پست بعدی راجع به موضوع جنگ خودمان خواهم نوشت، خیلی غریبند آنها که رفتند، هر چند آنان با خدا معامله کردند ، «اِنَّ الله اَشتَري مِنَ المُومِنيِنَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم ِباَنَّ لَهُم الجَنَّة يُقاتِلونَ فِي السَبِيلِ الله... ذالِكَ هُوَ الفَوُز العَظِيم» «‌خدا جان و مال اهل ايمان را كه در راه خدا جهاد مي كنند به بهاي بهشت خريداري كرده... اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و پيروزي بزرگي است» ....نوش جانشان!

افزونه دوم: در این چند روز کتاب بی نظیر «دا» را خواندم، آنقدر زیبایی در این کتاب بود که در طول دو شبی که 800 صفحه را خواندم، انگار خودم در محله جنت آباد بودم. خواندن این کتاب را به شدت توصیه می کنم. راجع به این کتاب حتما خواهم نوشت.

افزونه سوم: از سخن مولا در نهج البلاغه خوشم آمد، شاید ترجمه خودمانی اش بشود:
«جمجمه ات را به خدا بسپار».

افزونه چهارم: برای دلایل بیشتر راجع به این مطلب، به این سایت مراجعه کنید.

نمایشنامه مکبث Macbeth

چند روز پیش داشتم سخنرانی دکتر الهی  قمشه ای  گوش  می کردم که نکته ای گفتند  به  غایت  ظریف و

شنیدنی. می گفتند که انسانها در انجام هر کاری آزادند ، اما باید پیامدهای انجام هر کاری را هم قبول کنند.

اینکه ما آزادیم بدین معنا نیست که مسولیت هم نداریم.

یعنی هر کار خوب یا بدی پیامد مربوطه به آن را خواهد داشت، به قول علمای دیار مهندسی هر عملی دارای

عکس العمل می باشد. این فکر غلط است که برای  اعمال ما هیچ پیامدی وجود ندارد. اگر  بخواهیم  در  یک

جمله خلاصه کنیم که همه بدیها از همین جا آغاز می شود بیراه نگفته ایم.  

مثلا در همین  نمایشنامه  مکبث  شکسپیر هم ، جادوگران  مکبث را با همین جمله می فریبند  که  چه  کسی

گفته خوبی و بدی یکی نیست، خوبی و بدی می توانند مثل هم باشند:

Fair is foul , and foul is fair

Hover through the fog and filthy air

سر آغاز همه بدیها این جمله است که برای اعمال تو هیج جوابی نیست، و دیده می شود که در همین

نمایشنامه ، مکبث به قاتلی تمام عیار تبدیل می شود.

اما همه این عالم حساب و کتاب دارد و اینکه همه به دنبال کشف اسرار ناشناخته هستند به خاطر این است

که در ضمیر خودشان هم معتقد به وجود حساب و کتابی هستند.

 به قول خواجه شیراز:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

تصور این مطلب که برای اعمال ما هیج عقوبتی نیست ، باعث گرفتاری بشریت است که دیده می شود میلیونها

نفر در جنگی کشته می شوند و فرماندهان این جنگ هیج پشیمانی احساس نمی کنند.

 

افزونه اول : بعد از مدتها ننوشتن به دلیل خاطر آزردمان از آنچه بر مردمان سرزمینمان رفت، دوباره خواهم نوشت،

هر چند پیدا کردن خاطر بی خیال سخت است.

افزونه دوم : دو شب پیش (31 اکتبر 2010) عروسی محسن را در شب هالوین در این دیار غربت گرفتیم.

برای تبرک دستی هم به سر دوستان مجردکشید، باشد که به یمن سر و سامان گرفتن این رفیقمان،

سر و سامانی بگیرند این دوستان مجرد ما.