رسیده تا به انتها ، کاسه صبر من ولی
به سنت قدیمی ات
دوباره تو نیامدی !
قرار این دل غمین ، نگاه کن چه خسته ام
تمام عمر اندکم ، به پای تو نشسته ام
شکایتی نمی کنم ، که طی شود به هر طریق
ولی چه می شود اگر
تو بشکنی سکوت را
سکوت می کشد مرا...
چه طعنه ها شنیده ام ، برای این نیامدن
نه از زبان دشمنان ، همین کلام دوستان
ولی به رغم این همه
نمی شود خیال من ، خالی از خیال تو
و من برای این خیال
دوباره تازه می کنم ، قرار دیدن تو را.
اگر چه بی حضور تو ، گذشته لحظه های من
دلم گواه می دهد ، به وعده نگاه تو
و من همیشه منتظر
به حسرت همان نگاه !
یا زهرا (س)
|
+| نوشته شده توسط
روح الله در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
|