تبليغاتX
سیمرغ - آیه روشن
چون نگه کردند اين سی مرغ زود *-----*بيشک اين سی مرغ آن سيمرغ بود
 آیه روشن

به نگاهت سوگند،

که نبودم من از آن طایفه مدعیان

و  نه از مردم صد رنگ،

که در تابش یک فرصت خوب،

رنگ دیگر گیرند.

سارقانی که به یک لاف خریدار تو اند.

من نبودم پی یک منطق سخت

یا دلیلی محکم.

در هیاهوی بلند برهان،

بر سر یک اثبات،

من به یک خط فرود آمده از نور،

 به یک منطق روشن که طراوت دارد

و به یک صفحه پر از آینه ها دل دادم.

بگذارید بگویند همه

ساده است

و چه می فهمد فرق علیت و معلولی را

بگذارید دلش خوش باشد،

به همان برگ درخت که در آن رنگ خدا می بیند.

پشت کوهی است ، نمی داند هیچ

بگذارید بگویند همه...

چه خیال...

من پر از ایمانم

به همان آینه ها

و همان برگ درخت

که پر از روشنی است.

دل من در پی یک برهان نیست

می رود در پی یک مورچه هم.

می شود در پس پرواز مگس

آیه محکم دید.

 پس  چه باکی دارم

 که بگویند همه

پشت کوهی است ،نمی فهمد هیچ

چه خوشند این مردم

و نمی اندیشند

که همان پشت کوه

محفل خورشید است.

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
 
 
بالا