
من وتمام سربازان جان بر کف امام به فداي يک تار موي شما، بدانيد که تا ما در
سنگر نبرد هستيم هيچ نامردي نميتواند از شماحتي يک قطره اشک بگيرد.
نشد که تو را ببیننم،
اما هنوز صدای تو از خرمشهر و آبادان
آنجایی که آمده بودند بمانند،
به گوشم می رسد.
صدای مردانه ات را که ترسوها
با زبان روزه
در رمضان خاموش کردند
تا ابد در گوشهایمان خانه خواهد داشت.
همیشه به خودم افتخار کرده ام که
در سرزمینی به دنیا آمده ام
که سید مجتبی داشته است.
امروز هم به یاد تو یک فاتحه خواندم
که بدانی مرام ما
فراموشی نیست.
یا زهرا(س)
|
+| نوشته شده توسط
روح الله در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386