تبليغاتX
سیمرغ - در دلم آرزوی آمدنت می میرد
چون نگه کردند اين سی مرغ زود *-----*بيشک اين سی مرغ آن سيمرغ بود
 در دلم آرزوی آمدنت می میرد

در پس پرده دل ، خلوت ساده ای است

 تک اتاقی شاید ،  که به ناز تو آراسته است

هر کجا برد مرا تقدیرم ، با خودم می برمش.

شاید آن روز شود ،  شاید نه!

 سالیان است که من قلبم را ، با وجودی که پر از خودخواهی است

به خودت بخشیدم.

آرزویی دارم

 روزگاری شد و تو ای یارم ، آمدی از پس این پرده برون.

 سینه ام را بشکاف ، قلب این خسته افتاده ز پا را بردار

و نگاهی کن از آن پنجره زنگ زده ، به همان خلوت دلخواسته ات.

خواهی دید ،  تابلویی کوچک را

 که در آن با نامت ، جمله سازی کردم

 و نوشتم با عشق ، دلبرم می آید  

 به امید آن روز.

 

 یا زهرا (س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386  |
 
 
بالا