
دلم برای امام رضا و زیارتش تنگ شده است. این فیلم مجید مجیدی هم کولاکه!
دوست داشتین می تونین از لینک زیر ببینین. اسم فیلم هم:
رضای رضوان
مخصوصا اون قسمت آخرش که بچه کوچولو می گه، میشه گوشی را بدین امام رضا. ای کاش می شد!
تو این دیار غربت خیلی از نعمتهایی که داشتیم و قدرشو نمی دونستیم را به ذهنم می سپارم. یکیش همین امام رضا.دلم برا وایستادن تو صحن اسمال طلا تنگ شده. یادش بخیر ، دیدین تو امام رضا:
زن و مرد حلقه حلقه باهم نشسته و دلخسته بودن
دلشون را به حلقه زلف امام من بسته بودن
صفای صبح های حرم، از خواب می زنی ، صبح زود میری که دستت به ضریح برسه، اما زودتر از تو اومدن! باز هم به امید یه روز دیگه.
نه غصه پول داری، نه غصه هیچی! یادش بخیر ! کوپن می دن بعضی جاها برا رستوران حرم. بابام می گفت غذای حرم یه چیز دیگه هست. ما که قسمتمون نشد.
یکی از کفشدارها می گه، تو همه این سالا امیدم اینه که یه بار کفش آقا را گرفته باشم.
یا امام رضا، زیارت ما را هم امروز قبول کن!
|
+| نوشته شده توسط
روح الله در شنبه دوم آبان 1388
|